سه شنبه , ۲۹ آبان ۱۳۹۷
بازگشت - Return

بازگشت – Return

زمان می‌گذرد بسان ابر و باد

دل در حسرت پاکی بی‌هراس کودکی

چشم خفته در فسانه‌ها

چشمی که خود را برده از یاد

باران می‌بارد

بارانی که زمانی صدای ترنمش قصه‌ی شبانه‌ام بود

هو هو

می‌وزد باد در بیشه زار تنهایی

گم کرده‌ی راهم

هنوز می‌خواند مرا

بازخواهم گشت هرچند تاریکم

آخِر جز او کس نشناسد مرا و دیگر من نیز جز او آخَر

Time is passing like wind and clouds

Heart is in regret of the childhood fearless innocence

Eyes are slept in fables  

The eyes that has forgotten themselves

It’s raining

The rain that its sound was a storyteller a time for me

[hooo hooo]

The wind is blowing in the brushwood of loneliness  

I had lost my way

Still calling me

I will return however I am dark 

Because no one knows me but him, and now neither I

 

عاشرقلیچ سیدمحمدی

All Rights Reserved  © USME

 

درباره‌ی Usher

ما تسلیم یگانه خالقِ هست از نیستیم که پدرمان ابراهیم ما را مسلمان نامید. «و اذاسَئَلَكَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی لَعَلَّهُم یرشُدُون" [ای پیامبر!] هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال كردند [بگو] من بسیار نزدیكم، هر گاه كسی مرا بخواند، اجابت می‌كنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند». (سوره بقره، آیه 186)

همچنین بررسی کنید

رویا یا واقعیت - Dream or Reality

رویا یا واقعیت – Dream or Reality

رویا یا واقعیت  نمی دونم خواب بود یا واقعیت ولی هرچی بود خیلی واقعی به …

پاسخ دهید